فرقان

Sunday, August 13, 2006


و نرید و ان نمن علی الذین استضعفو و نجعلهم فی الارض و نجعلهم الوارثین
ننگ و نفرت ابدی بر آخوندیسم و صهیونیسم


به یاد خلق فلسطین و لبنان

Tuesday, March 07, 2006


نامشان زمزمه نیمشب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند!

Sunday, January 16, 2005

وبلاگ فرقان در پرشین بلاگ بالاخره بسته شد! موضوعی که چندان دور از انتظار نبود و ما هر لحظه منتظر آن بودیم. امری که آن را به فال نیک می گیریم. از این پس در همین آدرس ما به فعالیت های تبلیغی - سیاسی خود می پردازیم. زنده باد ایران. سرنگون باد رژیم جنایت و خیانت آخوندیسم تبهکار!

دوشنبه، 25 آبان، 1383
و نريد ان نمن علی الذين استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين 
 (و ما اراده کرده ايم تا بر ضعیف شمرده شدگان زمین منت نهاده و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم .) 
قرآن ، سوره قصص ، آيه 5

فرقان

خلق فلسطین، نماد مبارزات رهایی بخش خویش را از دست داد!
خلق فلسطین برای چندمین بار، یکی از رهبران برجسته خویش را از دست داد. ابوعمار که با یک دست سلاح و با یک دست شاخه زیتون به دفاع از حقوق حقه ملت فلسطین برخاسته بود، سر انجام، خسته و مجروح از زخم های دشمن و دوست ، دعوت رفیق اعلی را لبیک گفت و به خیل شهیدان پیوست. او که سال ها دار خویش را مسیح وار بر پشت خویش حمل می نمود، و برای رهایی زادگاه مسیح و معراجگاه محمد، به تلاش برخاسته بود، دردمندانه و با چشمی نگران به سرنوشت ملت خویش، با وجدانی آسوده، جهان پر از نیرنگ و فریب ما را ترک گفت. بدون اینکه شاهد آزادی قدس باشد. اینک اما پس از او، خلق محروم، آواره و رنج کشیده فلسطین، در غیاب این رهبر برجسته انقلابی، می بایست تقدیر تاریخی خویش را خود رقم زند.
ابوعمار که همه هستی خویش را در راه رهایی فلسطین به گرو گذاشته بود، پس از شهادت یاران و رهبران بزرگی همچون ابوایاد و ابوجهاد، و پس از جنایات صهیونیسم پلید و جنایتکار ضد بشر، و نیز بی شرمی ها و خیانت های ارتجاع عرب و آخوندیسم تبهکار ، راضی از آنچه که انجام داده بود، و آنچه که در توان داشت، لبخند بر لب بدرود حیات گفت.
او علیرغم سیاست های گاها متضاد و متناقض، از هیچ تلاشی برای رهایی فلسطین و مردم آواره و رنجدیده آن فروگذاری نکرد. او در کنار دیگر رهبران خردمند جنبش فلسطین، پس از سال ها استعمار و فریب، سرگشتگی و نا امیدی، به حرکت مردم فلسطین هویتی تاریخی بخشید تا دیگر خلق های جهان را آموزگار رهایی باشند.
بدون شک، آینده جنبش رهایی بخش خلق فلسطین، با تکیه بر تلاش ها و تجارب ارزشمند ابوعمارها و ابوایادها، روشن تر از آن خواهد بود که پیش از این تصور می شد. چه، اینک خلق فلسطین با احتراز از اشتباهات و ضعف های پیشگامان خویش، و با درس آموزی از نقاط قوت آنان، آینده را آنچنان که به خلق ها تعلق دارد، رقم خواهد زد.

یاد ابوعمار و تلاش هایش گرامی باد!
۲۴آبان ۱۳۸۳
____________________________________________________________
شنبه، 16 خرداد، 1383
فرقان
خرداد
گودرزي، خرداد حنيف نژاد، و خرداد شريعتی
تو در نماز عشق چه خواندي؟
که سال هاست بالای دار رفتی و اين شحنه های پير!
از مرده ات هنوز
پرهيز می کنند؟
____________________________________________________________
دوشنبه، 4 خرداد، 1383
آن فرو ريخته گل های پريشان در باد
کز می جام شهادت همه مدهوشانند،
نامشان زمزمه نيمشب مستان باد
تا نگويند که از ياد فراموشانند
۳ خرداد:

گرامی باد بيست و سومین سالگرد شهادت 
شش تن از بنيانگذاران و اعضای کادر مرکزی فرقان
۴خرداد:

گرامی باد سی و دومین سالگرد شهادت پنج تن از بنيانگذاران و اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدين خلق ايران

و نريد ان نمن علی الذين استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين (
و ما اراده کرده ايم تا بر مستضعفين منت گذاشته و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم .) 
قرآن ، سوره قصص ، آيه۵ 

فرقان

گرامی باد بيست و سومین سالگرد شهادت 
شش تن از بنيانگذاران و اعضای کادر مرکزی فرقان

«ديکتاتوری آخونديسم بگونه گذشته می کوشد تا از خارج سرنوشت ملت مستضعف را تعيين کند. اين ديکتاتوری که روزگاری در نجف و خارج از مرزهای ايران و دور از تضادها و درگيری ها و دردها و رنج های مردم اين مرز و بوم سياست اهريمنی خود را اعمال می کرد و دخالت همين سياست از خارج بود که به همدستی ارتجاع داخلی انقلاب مشروطيت را تبديل به کودتا کرد ، و زمينه های مناسب را برای خون ريزی ها و « ذبح شرعی های » بعدی فراهم ساخت اکنون بساط خود را در جای ديگری پهن کرده است . راستی آيا سرنوشت ايران و مردم مستضعف آن که روزگاری ديکتاتوری سياست جهانی ، آن را در لندن و ژنو تعيين می نمود و ديکتاتوری آخونديسم روزگاری در نجف مدعی تعيين آن بود اکنون در پاريس تعيين می شود؟ و آيا در صورت تحقق اين امر مردم مستضعف ايران و جامعه ايرانی از اسارت و خفقان رهايی خواهند يافت ؟ پاسخ بدين پرسش ها را تحولات آينده روشن خواهد ساخت . اما آنچه در اينجا بايد بدان اشاره کرد و آن را به عنوان يک امر قطعی و تجربی لااقل از نظر ما دانست اين است که سياست های خارجی حاصله از ديکتاتوری سياست جهانی و ديکتاتوری آخونديسم هيچگاه به سود مستضعفين ايران و راهگشای انقلاب توحيدی آنها نبوده و نخواهد بود . و از نظر ما هيچتفاوتی ميان سياست هايی که از مسکو يا واشنگتن در جهت تعيين سرنوشت خلق ها اعمال می شود با سياست ديکتاتوری آخونديسم که روزگاری از نجف و امروز از پاريس اعمال می شود نيست ، و حتی دومی برای ملت مستضعف ايران و انقلاب توحيدی آنها غلط انداز تر و تباهی آور تر و انحراف زا تر است.» 
نشريه فرقان، شماره ۱۰ ، آذر ماه ۱۳۵۷ ، ص ۷

در سحرگاه ۳ خرداد ۱۳۵۹ ، تپه های اوين شاهد به خون نشستن ۶ تن از پيشتازان جنبش توحيدی خلق بودند : اکبر گودرزی ، علی حاتمی ، عباس عسکری ، حسن اقرلو ، سعيد مرآت و عليرضا شابابابيک تبريزی . پيشتازانی که به درستی با عملکردها و موضع گيری های خويش ، پيشگام بودن را به مفهوم واقعی کلمه به تفسير نشستد . عناصر برجسته يی که حتی پيش از آغاز حاکميت آخونديسم (۱) ، نسبت به فاجعه يی که در راه بود ، هشدار دادند ؛ هشداری که از سوی جريانات انقلابی و ترقی خواه آن روز آن چنان که باید جدی گرفته نشد . هشداری که در شرايط آنارشيستی ناشی از قيام حق طلبانه توده های به جان آمده خلق ايران ، کمتر گوش شنوايی يافت .
آنان در شرايطی به نبرد با اختناق و استبداد به نام دين برخاستند که بسياری از چهره های موجه "انقلابی"، "ملی" ، "مذهبی" و در مواردی چپ "مارکسيستی" و "مذهبی" ، در مقابل ترفندهای خمينی و همپالکی هايش ، تسليم شده و جرأت و جسارت لازم را برای درگير شدن با ارتجاع در خود نمی ديدند . 
آنان در حالی به نبرد با ارتجاع و آخونديسم برخاستند که تعداد زيادی از سازمان ها و گروه های "چپ" انقلابی مذهبی و غير مذهبی ، به تفسير مواضع « انقلابی و ضدامپريــاليستی خط امـام » پرداخته بودند ، و آزادی را زير قبای آخونديسم می جستند . و چه بسا بسياری از آنان ، با آوانتاريستی و چپ روی ارزيابی کردن مواضع سياسی - انقلابی فرقان ، به تقبيح مواضع ما می پرداختند .
* * *

با این همه، اين ستاره های درخشان و دنباله دار آسمان ايران زمين ، با تکيه برانديشه های توحيدی خود، و با الهام از رهنمودهای ترقی خواهانه معلم شهيد شريعتی کبير ، و با آموزش از تجارب مبارزاتی ديگر سازمان ها و احزاب ترقی خواه ، بدون توجه به اين موضع گيری ها ، به مبارزه يی جدی و پيگير برعليه ارتجاع خون آشام خمينی (۲) دست زدند . آنان بدون توجه به جــــو غالب ، و توجيهـات « روشنفکرانه » نيروهای چپ ، راست و ميانه ، با تکيه بر عشق و آگاهی، و گرايش به برابری، آزادی و عرفان، در راه خدا و خلق، ايثارگرانه پای در راه مبارزه گذاشتند و در اين ميان از همه هستی خويش گذشتند و در نهايت جان خويش را در راه مبارزه با آخونديسم فدیه رهایی خلق نمودند. 
آن هم در شرایطی که بودند جرياناتی که در آن روزها تحت تأثير جو حاکم به ثناگويی از ارتجاع آخونديستی مشغول بودند ؛ نيروهايی که امروز پيش از هر چيز و هر کس ، لازم است بـــــه محاکمه خويش بپردازند ؛ قبل از آن که به روی مجاهدان و مبارزان راستين توحيدی تيغ بکشند و به جرم مسلمان بودن آنان، خود را طلب کار بدانند.
آنانی که به لطف طولانی شدن حاکميت ارتجاع، و زيستن در خارج از کشور آن هم در سایه امنيت دموکراسی های جوامع غربی ، به خود جرأت عرض اندام داده اند، و به دليل فراموش کردن گذشته خويش، به انتقام از انقلابيون ترقی خواه توحيدی برخاسته اند، اينک به جای فحاشی و لجن پراکنی عليه موحدين مسلمان، می بايست به تجزيه و تحليلی شجاعانه، صادقانه! و بی طرفانه از گذشته خود بپردازند، و نه يکی ارزيابی کردن همه کسانی که به "اسلام" و خدا ايمان دارند . 
از نظر ما همه کسانی که - تحت هر نام و عنوانی - با آخونديسم و شرکای آن، اعم از اصلاح طلب و محافظه کار، نرد عشق می بازند، به خيانتی بزرگ نسبت به خلق ايران زمين و انسانيت دست يازيده اند؛ همان هايی که به عمد و يا از روی جهالت و حقد وحسد ، پيشتازان جنبش انقلابی توحيدی چون شريعتی ها، حنيف نژادها، گودرزی ها، ورداسبی ها، خيابانی ها، اشرف ربيعی ها، رسول گياهی ها، مهدی آيتی ها و ... را با کمال وقاحت و بی شرمی در کنار ارتجاعی ترين چهره های حاکم قرار می دهند تــا بــا هم کاسه نماياندن آنها، توده های متوهم را نسبت به اين پيشتازان کبير خلق دچار توهم سازند! با اين همه، هيچ شکی در اين نيست که اين نيروهای واپس گرای ارتجاعی - زير هر نام و عنوانی - به زودی در پيشگاه خدا و خلق رسوا خواهند شد؛ چه، تجارب انقلابی و تاريخی حاکم بر سرنوشت ملت های تحت ستم نشان داده است، که آنان در نهایت خائنان و خدمت گذاران را به درستی ازهم تشخيص خواهند داد . 
خلق ما هيچگاه دفاعيات شجاعانه و حق طلبانه شهيد بزرگوار اکبر گودرزی را فراموش نخواهند کرد که خطاب به لاجوردی جلاد ، آخوند مرتضی مطهری و شرکا را به جرم « شرکت در بلوای آخونديسم و سرکوب خلق های محروم ايران » خائن معرفی نمود و دستگاه رژيم آخوندی را نظامی خودسر، سرکوب گر و ضد توحيدی ارزيابی کرده، و خود را با افتخار رهرو راه موحدين راستين معاصر و در رأس آنان، معلم شهيد شريعتی دانست.
آری، شهید گودرزی و دیگر يارانش در هنگامه ی حاکمیت تزویر، با ايمانی راسخ و عزمی استوار، بر پای بندی خويش به انديشه های راستين توحيدی، و با تجديد پيمان با شريعتی ها، حنیف نژادها و ديگر رزمندگان مجاهد و مبارز خلق به رسوا کردن آخونديسم حاکم پرداختند. تا آن هنگام که در بيدادگاه ارتجاع آخوندی، طی يک محاکمه فرمايشی، با اتهاماتی که جايگاه آنان را در نخستين سال های حاکميت ارتجاع به درستی مشخص می سازد، به اعدام محکوم شدند. اتهام اين ستاره های درخشان آزادی خواه توحيدی، بر اساس اطلاعيه دادگاه ارتجاع آخوندسم تبهکار، اينچنين اعلام شد:
« شش نفر از بنيان گذاران و کادر رهبری گروهک تروريستی و ضد اسلامی فرقان که در طرح پيشنهاد و تصويب ترورهای شخصيت هايی چون استاد شهيد مطهری، شهيد حجت الاسلام دکتر مفتح و دو پاسدارش شهيد بهمنی و شهيد نعمتی و شهيد مجاهد حاج مهدی عراقی و پسرش شهيد حسام عراقی و شهيد تيمسار ولی الله قرنی و طرح سرقت های مسلحانه متعددی از بانک ها، نقش درجه يک را داشته اند و در به انحراف بردن نوجوانان يا جوانان و بدعت گذاری در دين، با پوششی از قرآن و نهج البلاغه به نام اسلام مهلک ترين ضربات را بر پيکر اسلام و جامعه زدند، در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شدند. دادگاه پس از شور و نشست، آنها را مفسد فی الارض و محارب با خدا و رسول خدا شناخت و به اعدام محکوم کرد.» و اینها همان اتهاماتی است که بر ارزش های والای آنان می افزايد. اتهاماتی که در فردای رهايی خلق، از افتخارات آنان به شمار خواهد رفت. 
آری، آنان در سحرگاه ۳ خرداد، به شهادت رسيدند تا همانگونه که در زمان حيات خویش، خود را به ديگر پيشتازان جنبش های توحيدی پيوند زده بودند، در زمان شهادت خود نيز به آن مجاهدان و مبارزان بپيوندند. آنان به ديگر شهدای خرداد پيوستند؛ شهدای گرانقدری چون بنيانگذاران سازمان مجاهدين خلق ايران (۴ خرداد)، رضا رضايی (۲۶ خرداد)، معلـم کبير شريعتی (۲۹ خرداد) و ... 
آری، دير نيست که طومار حاکميت ننگين آخونديسم تبهکار درهم پيچيده شده و آخونديسم همراه با تمامی نوچه ها، پاسداران، سرکوب گران و همه همدستان و شرکايش به جايگاه ابدی خود که همانا زباله دانی تاريخ باشد، بپيوندد. 
با درود بر تمامی شهدای راه رهايی خلق 
رهروان فرقان 
۳ خرداد ماه ۱۳۸۳
۱) فرقان ، شماره ۱۰ ، آذر ماه ۱۳۵۷ ، ص ۷ 
۲) رجوع شود به بيانيه ۴ صفحه يی « خمينی خون آشام دروغ می گويد » در شهريور ماه ۱۳۵۸
_________________________________________________________
شنبه، 1 فروردين، 1383
سال نو خورشيدی بر همه نو انديشان جهان مبارک باد!
به اميد رهايی خلق در بند ميهنمان و بدان اميد که امسال آخرين سال حاکميت ننگين و جنايتکارانه آخونديسم باشد!
جمعه، 1 اسفند، 1382

آیا اعتقاد دارید کلیه اعمال ،، تروریستی ،، درست بوده است؟
- وقتی به مبانی ایدئولوژیک و جهت گیری ما در برابر نظام توجه شود، اعمال مزبور از نظر ما درست بوده است.
اصطلاح آخوندیسم ساخته گروه فرقان است یا از جای دیگر گرفته اید؟
- این اصطلاح از نوشته های دکتر شریعتی اقتباس شده است. از نظر ما باید مفاهیم عمیق و عالی اندیشه توحیدی از لا به لای اسلام سنتی به در آمده و در مرحله اول بر روی جنبش بازگشت به قرآن تاکید شود تا مردم خود در شناخت مسائل توحیدی پیش قدم شده و به حالت انحصاری ایدئولوژی اسلامی در رابطه با روحانیت خاتمه دهند.
ولايت فقيه در مذهب شيعه يعنی چه و تا چه اندازه بدان اعتقاد داريد؟
- معتقد به ولايت فقيه نيستم... به ولايت فقيه به آن معنی که در قانون اساسی فعلی هم مطرح شده معتقد نيستم بلکه به اولويت فقيه و دين شناس با خصوصياتی که برای آن ذکر شده معتقدم و در اين اولويت هم فرماندهی و آمريت مطرح نيست، بلکه همانطور که قبلا نيز ذکر شد، توضيح و تبيين مسائل مطرح است.
انگيزه ترورها؟
- قرنی هم در رژيم قبلی آن وقتی که مسئول نظامی رشت بود به اعتراف نويسندگان و تجربه اندوزان آن زمان اقدام به سرکوبی مردم آن ديار کرده بود و در رژيم فعلی هم طوری عمل کرد که وزير کشور وقت برای حل درگيری های کردستان همراه چند تن از مقامات بدانجا رفت و از قرنی خواست که عمليات نظامی را متوقف کند... در رابطه با عراقی هم مساله رياست زندان قصر و بر طبق اطلاعات ما شکنجه افراد بی گناه يا لااقل کسانی که هنوز گناهکاری آنها ثابت نشده است و همکاری با رژيم فعلی و ارتباط با سرمايه داران بزرگ از انگيزه ها بوده است.
(از متن بازجویی های شهید گودرزی . بخشی از این بازجویی ها در سالگرد اعدام انقلابی آخوند مرتضی مطهری، به صورت گزینشی - و بخشا تحريف شده - در روزنامه ابرار اردیبهشت ۱۳۸۱ چاپ شد.)
_______________________________________________________
پنجشنبه، 25 دى، 1382
برخی ازآثار تئوريک فرقان :
کتاب ها و نشريات (ليست ناقص):


توحيد و ابعاد گوناگون آن (کتاب اول)

اصول تفکر قرآنی (توحيد :کتاب دوم)

دعا تجلی خداگونگی انسان

فرازی از نهج البلاغه

فروغ نهج البلاغه

تفسير سوره توبه

تفسير سوره بقره ( دو جلد)

ترجمه کامل قرآن (دو جلد) 

تفسير سوره فاطر 

تفسير سوره طه 
تفسير سوره کهف

تفسير سوره حشر 

درس هايی از مکتب سجاد 

تفسير سوره جمعه

تفسير سوره های دو جزو آخر قرآن (دو جلد) 

شرح و تفسير و تحليل خطبه امر به معروف و نهی از منکر امام حسين 
تفسير دعای عرفه امام حسين
تفسير سوره نور
تفسير سوره شعرا 
تفسيرسوره ذاريات
تفسير سوره فرقان و آثار ديگری که در فرصت های آينده معرفی خواهند شد. 

نشريات تبليغی :

نشريه "فرقان" ، ارگان مرکزی و سراسری گروه

نشريه "انذار" ، نشريه بخش دانشجويی 

نشريه "بينه" ، نشريه بخش دانش آموزی

نشريه "ذکر" ، نشريه بخش دانش آموزی 

نشريه "بقره"
و نشريات و فوق العاده های ديگری به مناسبت های گوناگون و اعلاميه ها و اطلاعيه های مختلف از جمله به مناسبت های اعدام های انقلابی .
_______________________________________________________
يكشنبه، 9 آذر، 1382
فاجعه بم را که مسئوليت آن متوجه آخونديسم تبهکار می باشد، به مردم محروم و رنجديده بم، و کليه ملت ايران تسليت می گوييم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهدای فرقان : 



نـــــام - تاريخ شهادت 


مجاهد شهيد مهدی آيتی از شهدای بنيانگزار ۶ اسفند ۱۳۵۸ 

غلامرضا اربابی تابســـتان ۱۳۶۰ 

مرتضی اشرفی يوسفی ۷ تير ۱۳۶۰ 

حسن اقرلو از بنيانگزاران گروه ۳ خرداد۱۳۵۹ 

امرالله الهی ۱۳ اسفند ۱۳۵۸

مسعود رضا امير ۲ آبـــــان ۱۳۵۸

محمد علی بصيری ۵ بهمن۱۳۵۸ 

مسعود تقی زاده ؟ بهمن ۱۳۵۸ 

علی حاتمی از بنيانگزاران گروه ۳ خرداد۱۳۵۹ 

عليرضا شابابابيگ تبريزی ۳ خرداد ۱۳۵۹

شيرين رضايی ؟ ؟ ۱۳۶۲ 

مصطفی شريفی ۸ تير ۱۳۶۰ 

عباس عسکری از بنيانگزاران گروه ۳ خرداد ۱۳۵۹ 

اکبر قاسمی ؟ ؟ ۱۳۶۱ 

محمود کشانی ۱۳ اسفند ۱۳۵۸ 

علی اکبر گودرزی شهيد بنيانگزار ۳ خرداد ۱۳۵۹ 

گوهر(خديجه) گودرزی ؟ ؟ ۱۳۶۲ 

رسول گياهی از اعضای کادر مرکزی ؟ ؟ ۱۳۶۱ 

کاظم متحدی بهـــــــــار ۱۳۶۱ 

محمد متحدی ؟ بهمن ۱۳۶۱

احمد محبی ۶ تيـــــر ۱۳۶۰ 

سعيد مرآت ۳ خرداد ۱۳۵۹

شيوا مرآت (خسروی) ۲۶ مهــــر ۱۳۶۰
 

فرجام مقبلی زال ۱۴ مهـــــر ۱۳۶۰ 

حسن ملکی پور ۲۷ مهــر ۱۳۶۰ 

محمد رضا ملکی پور ؟ ؟ ۱۳۶۰ 

مرتضی نبی اللهی ۸ آذر ۱۳۶۰

حميد نيکنام ۵ بهمن ۱۳۵۸ 

حسن نوری ۱۳ اسفند ۱۳۵۸ 

محمد نوری ۱۳ اسفند ۱۳۵۸ 

سعيد واحد ۱۳ اسفند ۱۳۵۸ 

کمال ياسينی ۱۳ اسفند ۱۳۵۸ 

غلامرضا يوسفی ۱۳ اسفند ۱۳۵۸
وفا قاضی زاده ۳ بهمن1358
جعفر کفاشان 1358
بهرام آذرتیموری 1358
معصومه دارابی 1360
عباس اسدی 1360
محراب مندلی زاده 1360
نیکوسخن 1358
کامبیز کوسنجی
علی فلاح اسدی
ابوالقاسم (محسن) سیاهپوش
محمود سعيدی
_________________________________________________________
يكشنبه، 27 مهر، 1382

و نريد و ان نمن علی الذين استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين

فرقان

«انتخابات»!؟

فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم ثم يقولون هذا من عندالله... بقره ۷۹ پس واي بر آنان كه كتاب را به دست خود مي نويسند و سپس مي گويند اين از نزد خداست...

محتواي ژرف و عميق آيه در عين استمرار تاريخي تبلور جهت گيري خاص ملايان و آخونديسم تبهكار در برابر خدا و خلق است. آخونديسم كه به كمك چماق تكفير و تحميق هزار ساله خود، و به بركت نفهمي و بيسوادي توده ها بر خر مراد سوار شده، ساخته و پرداخته ها و افكار دروغين خويش را به نام خدا و با مارك اسلام به خورد مردم مي دهد و تا آنجا در خيانت پيش مي رود كه مخالفين خود را هر چند عناصر توحيدي باشند به نام مخالف اسلام قلمداد مي كند و هدفش هم از اين كار روشن است، همان هدفي كه ملايان در طول تاريخ داشته و با توجيهات و تاويلات در تحقق آن كوشيده اند، هدف دين فروشي براي كسب قدرت. آخونديسم خيانت پيشه بر اساس ديكتاتوري مذهبي، بافته خود و نوشته خويش يعني جمهوري اسلامي را به نام خدا ارائه داده و با به راه انداختن رفراندوم قلابي آن هم در محيطي آكنده از خفقان و تخدير و توهين و اتهام و سركوبي و خيانت مي گويد هر كس بگويد جمهوري اسلامي آري يعني اسلام آري!، و هر كس بگويد جمهوري اسلامي نه، يعني اسلام نه!آري، در همان حال كه مردم كردستان ايران در عزاي قربانيان آخونديسم و باندهاي قدرت طلب ديگر در جامعه نشسته اند، در همان حال كه مردم اسير و درمانده تركمن صحرا براي احقاق حقوق خود به مبارزه با ارتش مزدور و آخوندزده هاي خائن پرداخته و در همان حال كه در بلوچستان ايران، آخونديسم به توطئه و خيانت براي تخدير و فريب و سركوب مشغول است و بالاخره در اوضاع نابسامان ايران، استعمار جهاني به كمك عامل اجراي سياست های خود در ايران بازي راي گيري را به راه مي اندازد تا همانگونه كه در هفتاد و چند سال قبل با تحكيم پايه های "مشروطه اسلامي" به قيمت سركوبي و قرباني شدن روشنفكران متعهد و توده هاي ناآگاه، مردم ما به اسارت چندين ساله رفتند و منافع خارجي تامين گشت، اين بار هم با بناي "جمهوري اسلامي" ديگر بار شاهد احياي همه نمودهاي پليدي و زشتي و از همه مهم تر تحكيم پايه هاي ديكتاتوري و استبداد قرون وسطايي در جامعه باشيم.
فرازهايي از بيانيه « رفراندوم: توطئه استحمار و استعمار» (فوق العاده فروردين ۱۳۵۸)

بار ديگر زمزمه "انتخابات" مجلس هفتم به گوش مي رسد! اين صدا همچون سال هاي پيش, به گوش جرياناتي كه به شنيدن آن علاقمند هستند, همچون موسيقي دلنواز آفرينش, رويايي است! جرياناتي كه از همان آغاز حاكميت آخونديسم جنايتكار, همواره با رويي خوش به استقبال "انتخابات" قلابي آن شتافتند و با اينكه هر روز از روز پيش بيشتر رسوا شدند, باز هم به دست زدن هاي تشويقي خويش ادامه داده و مي دهند! براي اين جريانات گويي تكرار تجارب تاريخي, بدون درس گرفتن از آنها, خود هدفي است سترگ كه هيچگاه نبايد براي دست يافتن به آن از پاي نشست!در اين ميان اما جريانات و سازمان هايي كه از همان آغاز حاكميت ننگين آخونديسم به تماميت آن نه گفتند، نه تنها "انتخابات كنوني" و سال هاي قبل، بلكه حتي نخستين انتخابات آن رژيم را نيز انتخاباتي غير دموكراتيك و انحصارطلبانه ارزيابي كرده و در نتيجه هيچگاه فريب مانورهاي سياسي خميني جنايتكار و شركا را نخوردند و به افشاي ماهيت رژيم و انتخابات فريبكارانه آن پرداختند. فراموش نبايد كرد كه آخونديسم پليد در همان نخستين سال انقلاب كه هنوز موفق نشده بود خود را به تمامي بر جامعه تحميل كند و ... و هنوز بودند روشنفكران و جريانات مستقلي كه با گرايش هاي گوناگون در برخي از ادارات و ارگان ها نفوذ كرده و فعاليت مي نمودند، باز هم ملايان حاكم با ترفندهاي گوناگون بسياري از نمايندگان ترقي خواه و راديكال مستقل و انقلابي و يا وابسته به جريانات و سازمان هاي پيشرو سياسي را حذف نمودند. و از آن پس سال به سال بر اختناق و انحصارطلبي خويش افزودند و به سركوب هر چه بيشتر حركات اعتراضي توده هاي مردم و نمايندگان سياسي آنها پرداختند. با توجه به موارد فوق، اينك اين پرسش مطرح مي باشد كه چرا بايد بار ديگر به ترفندهاي رژيم ساده لوحانه پاسخ داد و از "انتخابات" مجلس هفتم به وجد آمد؟ آن هم انتخاباتي كه قبل از انجام آن، توسط ارتجاعي ترين و و واپس گرا ترين آخوندهاي حاكم، يعني سفهاي شوراي نگهبان انجام شده است!
ما بر اين باوريم كه رژيمي كه بر پايه قانون اساسي به غايت ارتجاعي و حاكميت ولايت سفيه استوار گشته است ـ همانگونه كه طي سال هاي حاكميت آن به اثبات رسيده است ـ به هيچوجه ظرفيت اصلاح پذيري را ندارد. و اساسا كساني كه در راس اين حكومت قرار دارند، در انحصارطلبي و قدرت پرستي، حتي پينوشه ها را نيز به شاگردي خويش قبول ندارند!نه گفتن به "انتخابات"، به معنای نه گفتن به استبداد، سركوب، انحصارطلبي، حاكميت سفهاي شوراي نگهبان و نه گفتن به تماميت رژيم استبدادي ـ استحماري و قرون وسطايي آخونديسم مي باشد. با نه گفتن به اين به اصطلاح انتخابات به مردمي كه انتخابات شوراي شهر را تحريم كردند، بپيونديد. شركت در چنين انتخاباتي، توهين به شعور، فرهنگ و آزادي خواهي مردم رنج ديده ايران زمين مي باشد. پس با تحريم اين انتخابات فرمايشي به دفاع از حقوق مردم و آنچه مدعي مبارزه براي آن هستيد، بپردازيد!
۲۷ مهر ۱۳۸۲
_________________________________________________________
جمعه، 28 شهريور، 1382
فرقان
شريعتی و آخونديسم!
و اما از اخبار اينكه, در اين ماه رمضان لابد شنيدي كه چه ها كه اين آخوندهاي عجيب الخلقه نكردند! كتاب ها و اعلاميه ها و فحش ها و منبرها و معركه ها و فتوي ها... همه يكجا و با يك نقشه و يك آهنگ. و معلوم شد كه اينها همه سگ هاي استعمارند و تا كجا در اين طبقه نفوذ كرده اند. ( م . آ . ۳۴, چاپ خارج, ص ۶)
... در برابر اين همه دشمني ها و خطرها و زشتي ها و خيانت ها و دروغ ها و پستي ها و بي رحمي ها و بي شرمي هاي شيخ و ... طلا و تيغ و تسبيح و همسازي هميشگي استبداد و استحمار و هم صفي چكمه و نعلين ... ( م . آ . ۳۴, چاپ خارج, ص ۹)
من با اينكه در محيط مذهبي بوده ام و از بچگي در كار مذهب, و با مذهبي ها بزرگشده ام, معذالك وضع طوري بوده كه با آخوندها و محيط مخصوص آنها همسايه بوديم و نه همخانه, و از دور با آنها تماس داشتيم. و حال كه مستقيما در برابرشان قرار گرفته ام و آنها را بي ريا و بي لباس مي بينم و از شدت مادي گري و خودخواهي و دروغپردازي و بي رحمي و بي عاطفه اي و بي شعوري و جعالي و حاضر شدنشان به هر كاري و هر خيانتي و همدستي با هر كسي و هر جايي كه منافع شخصي و يا صنفي شان ايجاب مي كند آگاه شده ام و هر روز قيافه موحش ترشان نمودارتر مي شود... آن همه بي ديني و بي شرمي و خيانت هاي بي نظيري كه عمال مزدور دستگاه هاي تفتيش و شكنجه هم از آن شرم دارند, مرا از كوره راستي و اعتدال بدر نبرد و خوشبختانه تا حال به لطف خدا و همدردي كساني كه هنوز انسانيت و شعور و شرف را احساس مي كنند و قرباني حماقت و خريت اين استحمارگران دين فروش نشده اند, توانسته ام شديدترين فشارهاي روحي را تحمل كنم و در خود فروخورم. ( م . آ . ۳۴, چاپ خارج, ص. ۲۲)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و نريد ان نمن علي الذين استضعفو في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين
فرقان
پاسخي به ياوه گويي هاي يك عنصر مشكوك و مجهول الهويه مدعي همكاري با خميني و شركا

اخيرا هفته نامه شايعه پرداز و «سلطنتي» نيمروز در شماره ۶۹۵ (جمعه ۱۱ مرداد ماه ۱۳۸۱)، تحت عنوان <خاطرات حسين بروجردي از پشت پرده هاي انقلاب اسلامي>، با به كارگيري عنواني جعلي، <هويت>! ساز و بسيار ناجوانمردانه، مدعي شده است كه <گروه فرقان را رفسنجاني درست كرد>! در همين رابطه لازم مي دانيم، چند توضيح ضروري را به منظور رفع شبهه، به نظر هم ميهناني كه از وقايع آغاز انقلاب و همچنين ماهيت گروه فرقان اطلاع جامعي ندارند، برسانيم: ۱) فعاليت هاي فرقان از سال هاي ۵۵ ـ ۵۶ به صورت انتشار جزوه ها و نشريات، تفاسير قرآن، و بيانيه هايي كه گاها تحت عنوان مجاهدين راستين انتشار مي يافت، آغاز گرديد. يكي از نمونه هاي مشخص چنين بيانيه هايي، اطلاعيه اي مي باشد كه در تاريخ ۳۰ خرداد ماه ۱۳۵۶ تحت عنوان فاجعه مرگبار شهادت دكتر شريعتي انتشار يافت. اين بيانيه در تير ماه همان سال ۵۶، در كتاب يادنامه شهيد جاويد كه توسط نهضت آزادي ايران، منتتشر شد نيز درج گرديد.۲)انتشارات ابوذر، كه طي سال هاي ۵۴ تا ۵۷ بسياري از جزوات، كتاب ها و نشريات جريانات انقلابي موحد، از جمله آثار زنده ياد دكتر شريعتي، مجاهدين خلق، مصدق و ... را پس از دريافت از داخل كشور، در خارج نيز توزيع، بازتكثير و يا چاپ مي نمود، بسياري از تفسيرها و نشريات فرقان را نيز تحت عنوان نوشته هاي يك گروه انقلابي داخل كشور به كرات به چاپ رساند، كه براي نمونه مي توان از آثاري چون توحيد و ابعاد گوناگون آن ، درس هايي از مكتب سجاد ، فروغ نهج البلاغه ، تفسير سوره كهف ، تفسير سوره طه و ... نام برد. ۳) نخستين نشريه رسمي كه تحت عنوان فرقان انتشار يافت، در اسفند ماه سال ۱۳۵۶ بود. در همان شماره نسبت به فرصت طلبي ها و گرايشات ضدمردمي روحانيت و اند يشه ارتجاعي، و همچنين تلاش آنان براي ايجاد يك ديكتاتوري تازه، به افشاگري پرداخت.۴) اساسا هنگامي كه فعاليت هاي فرقان زير نظر زنده ياد مجاهد شهيد اكبر گودرزي شكل گرفت، رفسنجاني و رفسنجاني ها خواب قدرت را هم نمي ديدند! مگر اينكه نبوغي به اندازه نبوغ مزدوران سابق خود كه در پشت پرده تزوير با آخونديسم همكار بوده اند، داشته باشد!!!۵) طبق تحليل هاي اين عنصر مشكوك و مجهول الهويه مزدور و شايعه پرداز، كه بنا به گفته خودش افتخار همراهي با آخونديسم و در راس آنان روح الله خميني را داشته است، مرتضي مطهري ناگهان تبديل به يك انديشمند و فقيهي مي شود كه گويي سرآمد روزگار بوده است! نامبرده با چنين تحليلي نقش مطهري و ديگر شركاي خميني در سركوبي خلق هاي گوشه و كنار ايران را ناديده مي گيرد تا مجازات آنان از سوي فرزندان راستين خلق را، به انحصارطلبي هاي رفسنجاني تقليل دهد!!!۶) يكي از دلايل مضحك و خنده دار اين فرد مشكوك و مجهول الهويه اين است كه زن رفسنجاني براي عاملين ترور رفسنجاني چاي آورده بوده است! و اين را دليلي بر آن دانسته است كه پس زن رفسنجاني آنان را مي شناخته است كه به آنان چاي تعارف كرده است! حال آنكه با توجه به رفتن برادران ما به خانه رفسنجاني با محمل <جوانان مومني كه پرسش هايي شرعي از حجت الاسلام دارند>، پذيرايي از آنان امري كاملا طبيعي بوده است. اين عنصر خودفروخته و مشكوك اگر در دروغ پردازي عجله به خرج نمي داد، مي توانست اين امر ساده را درك كند كه دعوت به چاي و حتي شيريني به ميهمان، يك سنت رايج و پيش پا افتاده ايراني است! كه حتي شامل غريبه ها نيز مي شود!!البته اين اتهامات، كه با انگيزه تطهير بخشي از روحانيت ارتجاعي صورت مي پذيرد، چيز چندان عجيبي نيست. اين مزدوران مي خواهند چنين وانمود سازند كه مطهري ها، مفتح ها، قاضي طباطبايي ها و ... روحانيوني ترقي خواه و مردمي بوده و در نتيجه موانعي بر سر راه خامنه اي ها و رفسنجاني ها! و نتيجه اينكه، اعدام انقلابي اين مزدوران نه توسط فرزندان راستين خلق، كه به اشاره رفسنجاني و شركاء در راستاي به دست گرفتن تام و تمام قدرت بوده است! در پايان به اين مزدوران يادآوري مي شود تا چنانچه به اعلاميه هاي تحت عنوان اعدام انقلابي دسترستي ندارند، لااقل به آن بخش گزينشي از دفاعيات شجاعانه شهيد گودرزي كه در تلويزيون رژيم پخش شد، مراجعه كنند تا بدانند فرقان چگونه و چرا شكل گرفت؟ما بدين وسيله به مزدوران شاه و شيخ هشدار مي دهيم كه از جعل، تحريف و خيانت به فرزندان راستين خلق دست بردارند و با مخدوش نمودن خودآگاهي مردم نسبت به تاريخ و اجزاي آن، خود را بيش از پيش در درگاه خدا و خلق بي آبرو نسازند، و خون جوانان دانشجو، مبارز و روشنفكري را كه به نام توحيد و با شعار اسلام منهاي روحانيت به نبرد با آخونديسم جنايتكار ـ اربابان عناصر مزدور، مشكوك و مجهول الهويه اي چون <حسين بروجردي>؟ ـ برخاستند، بيش از اين خدشه دار نكنند. در همين راستا، ما به تمامي نيروهاي انقلابي، ترقي خواه و ضد ارتجاعي نيز، هشدار مي دهيم تا با آگاهی و افشاي اين شيوه هاي جديد مزدوران پيشين و كنوني ارتجاع، كه اينك به شكل ديگري در پي انتقام گيري از فرزندان خلق برخاسته اند، توطئه هاي شوم آنان را خنثي سازند.
۳۰مرداد ۱۳۸۱ ـــ ۲۰ آگوست ۲۰۰۲

Sunday, October 03, 2004

با سلامی به وسعت تلاش شهیدان راه خدا و خلق